خصوصی جام جهانی بازیگری بازیکنان فوتبال

خصوصی: جام جهانی بازیگری بازیکنان فوتبال بازیکن ایرانی بازیگری تبدیل ایران آلمان

این روزها با قدم گذاشتن به بیرون از منزل با مجموعه ای از سوژه های عجیبی روبه رو می شویم که شاید هر کدام باعث تخریب ذهن و گاه اعصاب ما شود. کافی است همین امروز د

تهرانِ اخمو

تهرانِ اخمو

عبارات مهم : ایران

این روزها با قدم گذاشتن به بیرون از منزل با مجموعه ای از سوژه های عجیبی روبه رو می شویم که شاید هر کدام باعث تخریب ذهن و گاه اعصاب ما شود. کافی است همین امروز در کوچه و خیابان ها به آدم ها نگاه کنید تا ببینید که هر کدام با آنکه به ظاهر در حال رفتن به منزل یا سر کار خود هستند، ولی نوعی تعجیل، خشم و عبوسی در صورت آنها دیده می شود.

تهرانِ اخمو

بی اغراق امکان ندارد که شما در خیابان کسی را ببینید که لبخند به لب داشته باشد یا اخم هایش پیشانی اش را چین نینداخته باشد. مردمان اخمویی که در برخورد با کوچکترین مشکلی تصویر العمل شدیدی نشان می دهند، راننده ای که با یک لحظه دیر سبز شدن چراغ راهنما، دستش روی بوق می رود. موتورسواری که با یک سبقت با راننده ماشین زبان به ناسزا باز می کند، شخصی که سر پارک کردن ماشین با پارکبان دست به یقه می شود و جوانان هدفون به گوشی که با چشمان باز و به ظاهر بیدار، خواب هستند و مانند مرده متحرک با نگاهی صامت در شهر می چرخند.

اینها حکایت امروز مردمان شهر ماست که من و شمای خواننده هم جزیی از آن هستیم. مردمانی که هر روز زیاد از روز قبل با خوش حالی و نشاط فاصله می گیرند. حکایت شاد نبودن مردم ما حتی به گوش «جفری ساچز» (Jeffrey Sachs) مدیر شبکه راه حل های توسعه پایدار و مشاور خاص دبیرکل شرکت ملل که موسسه اش میزان شاد یا غمگین بودن کشورهای دنیا را می سنجد، نیزرسیده هست. او سال 2017 مردمان کشور عزیزمان ایران را در ته جدول خوش حالی و در زمره غمگین ترین مردمان دنیا معرفی کرد.

این روزها با قدم گذاشتن به بیرون از منزل با مجموعه ای از سوژه های عجیبی روبه رو می شویم که شاید هر کدام باعث تخریب ذهن و گاه اعصاب ما شود. کافی است همین امروز د

ایران غمگین

ایران در رتبه بندی شادترین کشورهای دنیا در سال 2017 در ردیف ۱۰۸ دنیا ایستاده هست. اوضاع کشور عزیزمان ایران نسبت به سال گذشته ۳ پله بدتر شده است هست. افغانستان در این رتبه بندی در ردیف۱۴۰ دنیا واقع شده است است که وضعیتش نسبت به سال گذشته که رتبه ۱۵۴ را داشته، بهتر شده است هست. این گزارش پرسش های زیادی را ایجاد کرد که علت این کاستی و فقدان آسیب شناختی چیست؟ آیا مردم نمی خواهند شاد باشند؟ آیا سنت ما ظرفیت شادمانه بودن ندارد؟ آیا فرهنگ ایران، فرهنگ ضدشادی است؟

جفری ساچز در تعریف کشورهای شاد می گوید:«کشورهای شاد آنهایی هستند که از یک توازن سالم بین رفاه و سرمایه اجتماعی برخوردارند که به معنای درجه بالای اعتماد در جامعه، نابرابری های کم و اعتماد به دولت است.» حال باید قیاس بگیریم که کشور ما چقدر به این شاخص ها نزدیک هست. بدون شک زمانی که خوش حالی جای خود را با غم و افسردگی عوض کند، باید منتظر نتیجه های و عواقب آسیب زای آ ن نیز باشیم.

تهرانِ اخمو

شاد بودن و شاد زیستن مفاهیم کلیدی در هر فرهنگی است و شاخصی است که می توان به کمک آن، نظام زندگی، فرهنگ و ارزش های حاکم بر جامعه را مورد بررسی و ارزیابی قرار داد. با نیم نگاهی بر تاریخ کشور عزیزمان ایران باستان و ارزیابی شیوه زندگی آنان ما را به این نتیجه می رساند که علی رغم مردمان امروز کشورمان، پیشینیان ما نه تنها افراد اخمویی نبودند، بلکه با خوش حالی قرابت و نزدیکی زیادی داشتند. وجود و برگزاری مراسم خوش حالی های متفاوت در هر مناسبت و هفته یا فصلی از سال علت روشنی بر این مدعاست. بنابراین وجود مراسم خوش حالی های متفاوت و متعدد مانند مراسم خوش حالی مهرگان، مراسم خوش حالی اردیبهشتگان،جشن سده، مراسم خوش حالی سیزده به در، مراسم خوش حالی خرمن، مراسم خوش حالی درو، مراسم خوش حالی زایش، مراسم خوش حالی نوروز، مراسم خوش حالی چهارشنبه آخر سال و ده ها مراسم خوش حالی دیگر این فرضیه را که سنت و فرهنگ ایرانی فرهنگ ضد خوش حالی هست، رد می کند.

شادی و شادمانی کردن علاوه بر دارا بودن فرهنگ خوش حالی نیازمند بستر و زیرساخت های مناسب شهری نیز هست. مورد نیاز نیست متخصص و دانش آموخته شهرسازی باشید که بتوانید نبود این اماکن خوش حالی را در پایتخت کشور عزیزمان ایران دریابید. کافی است اندک نگاهی به فضاها و زیرساخت های شهری اغلب شهرهای کشور عزیزمان ایران از جمله پایتخت کشور عزیزمان ایران بیندازیم به روشنی در می یابیم مکانی وجود ندارد که بتواند پذیرای مراسم خوش حالی های ملی و خوش حالی های شهری باشد. نمونه آن را می توان در خوش حالی های بعد از پیروزی های فوتبال یا انتخابات دید. این مدل از ابراز شادمانی بیانگر آن است که نظام فرهنگ رسمی و سیاست های فرهنگی ما و همچنین زیرساخت های شهری ما ظرفیتی جهت این عنوان نداشته اند و نخواسته اند داشته باشند.

این روزها با قدم گذاشتن به بیرون از منزل با مجموعه ای از سوژه های عجیبی روبه رو می شویم که شاید هر کدام باعث تخریب ذهن و گاه اعصاب ما شود. کافی است همین امروز د

در بسیاری از شهرهای دنیا مراکز تفریحی آنقدر گسترده و متنوع هستند که جهت هر شهروند با هر نوع سلیقه، خصوصیت رفتاری و از هر گروه سنی گزینه های تفریحی بسیار زیادی وجود دارد. شهربازی های بزرگ، پارک های آبی، آکواریوم، جنگل های مصنوعی، باغ وحش و… از ابتدایی ترین مراکز تفریحی شهرهای متفاوت دنیا محسوب می شود، ولی مردم کشور عزیزمان ایران (حتی پایتخت) نیز از چنین امکاناتی محرومند.

بودجه خوش حالی مردم تهران

در روزهای اخیر عضو هیئت رئیسه شورای شهر پایتخت کشور عزیزمان ایران نیز به این عنوان تصویر العمل نشان داده هست. «زهرا نژاد بهرام» با بیان اینکه پایتخت کشور عزیزمان ایران خوش حالی ندارد، وجود تنها یک شهربازی(شهربازی ارم) را که آن هم عمری در حدود ۷۰سال دارد، فاقد توجیه دانست و بر ضروررت تکمیل پروژه هزار و یک شهر تاکید کرد.

تهرانِ اخمو

پروژه شهربازی هزارویک شهر پروژه ای است با کلاس جهانی که چند سالی از شروع آن می گذرد و باید به قول مسئولان تاکنون بخشی از آن به بهره برداری می رسید، ولی قطار پروژه به کندی روی ریل حرکت می کند و بر سر راهش موانعی وجود دارد. نژادبهرام در رابطه با موانع این پروژه می گوید: ابتدا قراربود این پروژه سال ۱۳۹۰ به صورت مشارکتی مابین شهرداری پایتخت کشور عزیزمان ایران و بخش شخصی و در سه فاز، ظرف ۳سال به بهره برداری برسد، منتها اکنون با گذشت ۶ سال کماکان حتی یک فاز پروژه هم به بهره برداری نرسیده است.

این عضو شورای شهر در مورد بودجه ای که جهت توسعه و ایجاد زیرساخت های تفریحی شهر پایتخت کشور عزیزمان ایران تخصیص داده شده است داده شده است هست، می گوید که تنها ۶ هزارم بودجه پایتخت کشور عزیزمان ایران در سال ۹۵ به توسعه و ایجاد زیرساخت های تفریحی تخصیص داده شده است داده شده است بود . وی ادامه داد: به همین جهت تخصیص داده شده است شش هزارم بودجه پایتخت کشور عزیزمان ایران در سال ۹۵ به توسعه و ایجاد زیرساخت های تفریحی و یک هزارم بودجه در سال ۹۶ به همین حوزه نشان از غفلت مجموعه مدیریت شهری پیشین به این مقوله مهم بوده که مهم است مجموعه تازه حاکم بر شهر پایتخت کشور عزیزمان ایران بازبینی جدی در این زمینه داشته باشد و نقطه شروع این کار نیز باید در بودجه سال ۹۷ دیده شود.

نژادبهرام گفت: از شهرداری درخواست می شود باتوجه به کمبود شدید سرانه فضاهای تفریحی و بخصوص شهربازی در سطح شهر تهران، نسبت به آخر رساندن پروژه مذکور کارها مورد نیاز را به انجام برساند.

تردیدی نیست هنگامی که جامعه به خاص جوانان یک کشور از خوش حالی فاصله بگیرند، جامعه به سمت خشونت پیش ‏می رود که این امر باعث بروز آسیب‏های اجتماعی همچون اعتیاد می‏شود که البته گزارش‏ها از زیاد کردن بیماری های روانی و افسردگی در بین ایرانیان حکایت می ‏کند

درباره عوامل ایجادکننده شادابی اجتماعی «سیدحسن موسوی چلک» مدیر انجمن مددکاری کشور عزیزمان ایران اعتقاد است: عوامل نبود خوش حالی و نشاط متعدد هست. یک بخش مربوط به فضای فیزیکی است که می بینیم و در اطراف وجود دارد. آلودگی صوتی، عدم خوش حالی و نشاط اجتماعی، آلودگی هوا که بر روی اخلاق مردم تاثیر می گذارد. بخش دیگر، علت های فرهنگی است که بر سلامت اجتماعی اثر می گذارد. مانند: تصمیم های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی که بر خوش حالی و نشاط مردم اثر می گذارد

تصمیم های خوش حالی محور بگیریم

این مددکار اجتماعی تاکید می کند: «زمانی می توانیم شهر خوش حالی داشته باشیم که مردم خوش حالی داشته باشیم و همه تصمیم ها در روندی بگنجد که انسان سالم و شاد در جامعه پویا به وجود بیاید.بدانیم باید تصمیمات انسان محور و خوش حالی محور باشد. آیا تکنولوژی توانسته است انسان را شاد کند؟ خودروهای مدرن توانسته اند خوش حالی به همراه بیاورند؟ باید جهت بحران خوش حالی استراتژی تعریف کرد تا خوش حالی تبدیل به یک حق فردی و درخواست جمعی شود. توسعه باید انسان را شاد کند.»

سیدحسن موسوی چلک، تاکید می کند:«افسردگی در کشور عزیزمان ایران آمار بالایی دارد.آمار بالای مصرف مواد مخدر خوش حالی آفرین و مشروبات الکلی زنگ خطری جهت این مسئله هست. نباید دنبال خوش حالی آنی باشیم در حالی که خوش حالی فقط خنده و طنز نیست، بلکه یک حس درونی است.این عنوان که شهردار پایتخت کشور عزیزمان ایران در این زمینه می خواهد اقداماتی انجام دهد خبر خوبی هست، لیکن در بعضی از شهرها، شهرداران میزان نشاط شهروندان را روی بیلبوردها نشان می دهند. این گفته های محمدباقر قالیباف، نشان دهنده این است که خودش را در زمینه واکنش‌ها شهروندان مسئول می داند.»

نهادهای متولی مسئول افسردگی در جامعه

یک مردم شناس اعتقاد دارد خوش حالی هرچند در سطح روانی و فردی تجربه می شود، ولی عملاً یک محصول جمعی هست. خوش حالی محصول زندگی شادمانه هست، محصول جمع های شاد و باهم بودن ها و شیوه زندگی شادمانه هست. «جبار رحمانی» می گوید: نبود آیین ها و مراسم شاد غیرمذهبی و محدود و کنترل کردن تجمعات شادمانه غیرمذهبی، باعث اختلالی در دانش و مهارت های فرهنگی شادمانگی در جامعه می شود.

رحمانی در رابطه با مفاهیم شادمانی می گوید:در فرهنگ کشور عزیزمان ایران امروز، این مفاهیم نه تنها هر لحظه مبهم بوده اند، بلکه محل نزاع گفتمانی گروه های متفاوت رسمی و غیررسمی هم بوده اند. آنچه طی دهه های اخیر در جامعه ایرانی در خصوص خوش حالی در سیاست های فرهنگ رسمی رخ داده هست، نوعی ابهام و گاه تناقض را مشمول بر می شده است هست. وی مساله مهم خوش حالی در فرهنگ کشور عزیزمان ایران را در دو سطح «فرهنگ غیررسمی» و فضاهای اندرونی مردم و در سطح فضاهای رسمی و «فرهنگ رسمی» جامعه بررسی کرد و گفت: این تفکیک البته لزوماً قطعی نیست، لیکن هر لحظه فرهنگ رسمی تلاش داشته حوزه اندرونی مردم و احساسات شخصی مردم را نیز به کنترل و انتظام خود درآورد، لذا آینده نهایی خوش حالی در هرکدام از این سطوح تا حدی متاثر از مداخله و پویایی های سطح برابر هم بوده است.

در شرایط فعلی اگر بی توجهی فرهنگ رسمی به خوش حالی و مناسبت های شاد غیرمذهبی و ایجاد نکردن امکان شادمانی جمعی مردمی آزاد ادامه پیدا کند، ما شاهد نوعی بی سامانی در فرهنگ خوش حالی خواهیم بود؛ بی سامانی ای که در نهایت بیش از همه موجب اختلال فرهنگ رسمی و تناقض های زیاد در آن خواهند شد. بار سامان بخشیدن به این بی سامانی را مردم طی وقت به دوش خواهند کشید.

همدلی/ آذر لطفی

واژه های کلیدی: ایران | فرهنگ | پروژه | ایرانی | ایرانیان | برگزاری مراسم | اخبار اجتماعی

دانلود


دانلود فایل ها

نویسنده : blogzz